لـحـظــه اي بـا دل ســاقـی - تو برو خدا نگهدار


لـحـظــه اي بـا دل ســاقـی

دست نوشته هاي يك نويسنده و شاعــر دلسوختـه

ميمونم به يادت اي جان تو برو خدا نگهدار     ميسوزم به پايت اي دل تو برو خدا نگهدار

ميكشم من آه جانسوز تو برو خدا نگهدار        ميروم   ز  خاطراتت  تو برو خدا نگهدار

ميخرم به جان خطر را تو برو خدا نگهدار       ميبرم ز دل  خوشي را تو برو خدا نگهدار

ميزنم  به  سيم آخر  تو برو خدا نگهدار           ميشوم دلگير و خسته تو برو خدا نگهدار

ميبوسم من عكست اي يار تو برو خدا نگهدار   ميپوسم من از جدايي تو برو خدا نگهدار

ميگويم  هميشه  هر دم  تو برو خدا نگهدار       ميدونم ديگه نمياي تو برو خدا نگهدار

مينالم  ز  درد  دوري تو برو خدا نگهدار           ميسازم به هر مصيبت تو برو خدا نگهدار

ميكنم  تو  را  ترانه  تو برو خدا نگهدار            ميخونم به لب گلايه تو برو خدا نگهدار

ميكارم  نهال غم  را  تو برو خدا نگهدار            ميپاشم ز ديده خون را تو برو خدا نگهدار

ميبارم چو برف و باران تو برو خدا نگهدار        ميخوام از خداي مرگم تو برو خدا نگهدار

♥ چهارشنبه 14 تیر1391 ♥ 20:49 بـ ه قـلمـ ســاقـی ♥


طراح : صـ♥ـدفــ